مانسته

لغت نامه دهخدا

مانسته. [ ن ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) مانند کرده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). شبیه شده. ماننده.

فرهنگ معین

(نِ تِ ) (ص مف. ) مانند شده.

فرهنگ عمید

مانندشده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) شبیه شده ماننده.

جمله سازی با مانسته

💡 این رابطه شبیه انرژی جنبشی انتقالی جسم است؛ یعنی سرعت زاویه‌ای مانسته سرعت خطی است و لختی دورانی مانسته جرم لختی یا جرم انتقالی است. هر چند جرم یک جسم به محل آن بستگی ندارد، ولی لختی دورانی به محوری که جسم حول آن می‌چرخد، بستگی دارد. در واقع می‌توان گفت که انرژی جنبشی دورانی همان انرژی جنبشی انتقالی معمولی تمام اجزای جسم است و نوع جدیدی از انرژی نیست. انرژی جنبشی دورانی در واقع راه مناسبی برای بیان انرژی جنبشی هر جسم صلب در حال دوران است. انرژی جنبشی دورانی جسمی که با سرعت زاویه‌ای معین می‌چرخد، نه تنها به جرم جسم بستگی دارد، بلکه به چگونگی توزیع جرم آن نسبت به محور دوران نیز وابسته است.

💡 هر عارضه سطحی را می‌توان به‌وسیلهٔ راستا و شیب نشان داد که شامل بستره‌های رسوبی، گسلها و شکستگیها، کواستاها*، آذرین‌لایه‌ها* و آذرین‌تیغه‌ها* و برگوارگی دگرگونی* می‌شود. رخساره‌های خطی با روش‌های همانندی اندازه‌گیری می‌شوند به این صورت که لخشه با زاویه شیب و روال به جهت شیب مانسته است.