گروها گروه. [ گ ُ گ ُ ] ( ق مرکب ) گروه از پس گروه. دسته دسته. فوج فوج:
وز آن سوی هومان به کردار کوه
بیاورد لشکر گروها گروه.فردوسی.رسیدند گردان میان دو کوه
سپاه اندرآمدگروها گروه.فردوسی.همی رفت لشکر گروها گروه
چو دریا بجوشید هامون و کوه.فردوسی.گریزان سپاهش گروها گروه
نهادند سر سوی دریا و کوه.( گرشاسب نامه ).گریزندگان را گروها گروه
همی خواند از هر رهی سوی کوه.( گرشاسب نامه ).دد و دام را از بیابان و کوه
دوانید بر خودگروها گروه.نظامی ( اقبالنامه ص 89 ).رجوع به گروه شود.
گروه گروه، دسته دسته، فوج فوج.
مشکل از گروههای متهدد دسته دسته فوج فوج: گذر کرد باید ابر هفت کوه زدیوان بهر جا گروها گروه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وگر بد فکنده گروها گروه به هرگوشه ای تل تل و کوه کوه
💡 برفتند لشکر گروها گروه زمین شد ز گردان بکردار کوه
💡 درین بود سالار کآمد سپاه گروها گروه آن سپه کینهخواه
💡 همی رفت لشکر گروها گروه چو دریا بجوشید هامون و کوه
💡 ددان را که بد بر تل انداختند گروها گروه انجمن ساختند
💡 برفتند یکسر گروها گروه پراگنده در دشت و دریا و کوه