لغت نامه دهخدا
پرجور. [ پ ُ ج َ / جُو ] ( ص مرکب ) پرجفا. ظالم. ستمگر.
پرجور. [ پ ُ ج َ / جُو ] ( ص مرکب ) پرجفا. ظالم. ستمگر.
پرجفا، ظالم، ستمکار، پرجوروجفا.
( صفت ) پر ستم پر جفا ستمگر ظالم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آفتابا بار دیگر باغ را سرسبز کن دشت را و کشت را پرحله و پرجور کن