لغت نامه دهخدا
والایی. ( حامص ) والائی.رفعت. بلندی. عظمت. ( ناظم الاطباء ). بزرگواری. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بلندپایگی. بزرگی. ( آنندراج ).
والایی. ( حامص ) والائی.رفعت. بلندی. عظمت. ( ناظم الاطباء ). بزرگواری. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بلندپایگی. بزرگی. ( آنندراج ).
۱ - بلندی رفعت. ۲ - بلند مرتبگی بزرگی. ۳ - شرافت نجابت. ۴ - عزت.
والایی (sublimity)
(یا: عظمت) اولین بار ادموند برک والایی را در تقابل با زیبایی مطرح کرد، و والایی را تجربه ای خواند که برای فرد هنگام رویارویی با پدیده های عظیم و پرهیبت، حاصل می شود، و رعب و تحسین را توأمان در خود احساس می کند؛ حال آن که در برخورد با پدیده های زیبا، لذتی زیبایی شناسانه را تجربه می کنیم. کانت در نقد سوم خویش، «نقد قوۀ حکم»، به بررسی والایی پرداخت و آن را در تقابل با زیبایی تحلیل کرد. قبل از ادموند برک و کانت لونگینوس، نویسندۀ قرن ۲م، در رسالۀ مختصری با نام در باب والایی، جلوه های شکوهمند سخنوری و بلاغت را برشمرد، و خطاهای بلاغی را تشریح کرد. نیز ← والا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحر همتها، فرا گیرند دریایی ازو کوه رفعتها، همه یابند والایی ازو
💡 در نزد شیعیان دوازدهامامی، فاطمه شخصیتی آسمانی دارد، هرچند اولین گزارشها و حدیثهای منتسب به وی درمقایسه با دیگر سیزده معصوم شیعه بسیار محدودتر است. فاطمه بهدلیل همسربودن با علی، نزد شیعیان جایگاه والایی دارد و بههمینسبب بسیاری از روایات، زندگی وی را باشکوه نشان میدهند.
💡 در گور بدن، چند کنی خاک نشینی؟ از خویش برآ، همّت والایی اگر هست
💡 چنانکه خسرو سیارگان ز خیل نجوم ز خسروان جهان تو بجاه والایی
💡 سوی علم و هنر بشتاب و کن شُکر که در این دورهٔ والایی ای زن