هجده هزار

لغت نامه دهخدا

هجده هزار. [ هََ / هَِ دَه ْ هََ / هَِ ] ( عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) (...عالم ) هژده هزار نیز گویند. ( لسان العجم ). قدما معتقد بودند که هجده هزار عالم وجود دارد: «گفت بگوی در هجده هزار عالم آفریدگار یکی است ». ( اسکندرنامه، نسخه سعید نفیسی ).
در خود پدید کرده ز خود سر خود همی
هجده هزار عالم اسرارآمده.عطار.پادشاه عالم هجده هزار
آفریده بهر آن مرد بیشمار.میرنظمی ( از لسان العجم ).

فرهنگ فارسی

هژده هزار نیز گویند قدما معتقد بودند که هجده هزار عالم وجود دارد.

جمله سازی با هجده هزار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به شخص قدرش هجده هزار عالم صنع بود چو چشمهٔ سوزن ز تنگ میدانی

💡 گر هجده هزار عالم ای جان پر گشت ز قال و قال ای جان

💡 دانی چو ببینی از چپ و راست کاین هجده هزار عالم اینجاست

💡 چو کرد ظاهر هجده هزار عالم را برای حکمت اظهار اگر عیان داری

💡 برخود پدید کرده ز خود سر خود دمی هجده هزار عالم اسرار آمده

💡 عالم ار هجده هزار و صد هزارست از قیاس نیست اندر کل عالم‌ها چنو یک محتشم

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز