محل بارگیری

مترادف‌ها

محل بار زدن

متضادها

محل تخلیه

فرهنگستان زبان و ادب

{loading point} [حمل ونقل هوایی] محلی که در آن بارگیری و تخلیۀ بار هواگَرد انجام می شود
{loading spot} [حمل ونقل دریایی] اسکله یا پهلوگاهی مشخص در اسکله که برای بارگیری در نظر گرفته می شود

جمله سازی با محل بارگیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحویل کالا به حمل‌کننده در مبدأ (تحویل کالا داخل کامیون، ریل و هواپیما). با توجه به اینکه محل تحویل کشور فروشنده است، بارگیری با خریدار است و نقطه ریسک محل بارگیری است. هزینه حمل و بیمه با خریدار است. عقد قرارداد حمل و بیمه با خریدار (نه الزاماً).

💡 راننده کامیون باید دقت کند که کالاهای حساس را دقیقاً در محل بارگیری مشخص شده قرار دهد تا از آسیب دیدن آن‌ها در طول مسیر جلوگیری شود.

💡 کارگران انبار با سرعت و دقت بسیار بالا، شروع به انتقال کالاها از انبار به سمت محل بارگیری کردند تا کامیون‌ها بتوانند در کمترین زمان حرکت کنند.

💡 برای جلوگیری از ترافیک در محوطه بندر، مدیریت تصمیم گرفت که محل بارگیری کانتینرها را به بخش دیگری از اسکله منتقل کند تا نظم حفظ شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران