گردان شدن

لغت نامه دهخدا

گردان شدن. [ گ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) به راه افتادن. جریان یافتن. رونق گرفتن: البتگین ترکی خردمند بود و ممیز او را عزیز کرد و دیوان رسالت بدو تفویض فرمود و کار او گردان شد. ( چهارمقاله ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) متحرک شدن حرکت کردن براه افتادن جریان یافتن: الپتگین ترکی خردمند بود و ممیز او را ( اسکافی را ) عزیز کرد و دیوا رسالت بدو تفویض فرمود و کار او گردان شد.

جمله سازی با گردان شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان من رفتن ازین سینه بی کینه چرا؟ روی گردان شدن از صحبت آیینه چرا؟

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز