لغت نامه دهخدا
گرد شب. [ گ َ دِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از سیاهی شب است. ( برهان ) ( آنندراج ).
گرد شب. [ گ َ دِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از سیاهی شب است. ( برهان ) ( آنندراج ).
💡 فلک هرگز گذارد ماه را در گرد شب گشتن اگر زان طره شبرنگ باشد یک شکن با او؟
💡 زلف تست آنکه پریشان شود از باد صبا یا مگر گرد شب از روی سحر میریزد
💡 نی زین چراغانی عجب روز و شب از هم منتخب کز ماه رویان گرد شب هی روز یابی درکمین
💡 فلک کیست سرگشته هرزه گرد شب و روز با اهل دل در نبرد
💡 ای دور فلک به پیچ تا روز گرد شب تار انتظارش