لغت نامه دهخدا
گران کابین. [ گ ِ] ( ص مرکب ) زنی که مهر او بسیار باشد. زنی که با مهر افزون به شوی رود. گران مهر. سنگین مهر:
غریب باشد هم زشت و هم گران کابین.رضی الدین نیشابوری.
گران کابین. [ گ ِ] ( ص مرکب ) زنی که مهر او بسیار باشد. زنی که با مهر افزون به شوی رود. گران مهر. سنگین مهر:
غریب باشد هم زشت و هم گران کابین.رضی الدین نیشابوری.
زنی که با مهر بسیار بشوی رود سنگین مهر: بچه ماند ? بعروسی عالم که سبک روح و گران کابین است. ( ابوالفرج رونی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوعروسیست جهیزش همه شادی و نشاط دختر زر نتوان گفت گران کابین بود
💡 چون سبکروحی گران کابین مباش جان شیرین ناز ناشیرین مکن