کلمهی «گاوساله» در فارسی به معنای گوساله یا بچه گاو است که هنوز به سن بلوغ نرسیده و معمولاً شیرخوار یا تازه از شیر گرفته شده است. این واژه از ترکیب «گاو» و «ساله» گرفته شده است و به نوعی اشاره به سن و رشد حیوان دارد. گاوسالهها در دامداری اهمیت زیادی دارند، زیرا رشد آنها تضمینکننده تولید شیر، گوشت و نیروی کار در آینده است. این حیوانات در چند ماه اول زندگی معمولاً تغذیه اصلیشان شیر مادر یا جایگزین شیر است و با گذر زمان به خوردن علوفه و خوراکهای جامد روی میآورند. در کشاورزی سنتی، نگهداری و مراقبت از گاوسالهها برای تولید گاو سالم و مقاوم اهمیت دارد. این واژه با کلمهی «گوساله» هممعنی است و در متون دینی، ادبی و کشاورزی کاربرد فراوان دارد. نگهداری صحیح گاوسالهها نقش مهمی در اقتصاد دامداری و تأمین مواد غذایی انسانی دارد.
گاوساله
لغت نامه دهخدا
گاوساله. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) گوساله. بچه گاو:غراء. فرقد، گاوساله و یا گاوساله دشتی. فرقود؛ گاوساله دشتی. هلام؛ طعامی است که از گوشت و پوست گاوساله ترتیب دهند. ( منتهی الارب ). رجوع به گوساله شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) بچ. گاو گوساله.
جمله سازی با گاوساله
💡 به « گوش» اندرون گاوساله به مرز ببند و بیاموز برگاو، ورز