کم طاقت
مترادفها
بیتحمل، کمصبر، بیصبر
متضادها
باصبر، بردبار، پرتحمل
فرهنگ عمید
دارای تاب وتوان اندک.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه تاب و توان و طاقتش اندک باشد. ( آهو که مادر بود و دل کم طاقت تری داشت... ).
جمله سازی با کم طاقت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بلای هجر بسیارست و ما بسیار کم طاقت نمی دانیم حال ما چه خواهد بود دور از تو
💡 از من مخواه صبر و مفرمای دوریم کم طاقت صبوری و برگ فراق نیست
💡 دید چو کم طاقت مردان خام گفت که: زن چار کند بر دوام
💡 او که فردی بسیار کم طاقت بود، نتوانست آرامش خود را در برابر ترافیک سنگین و صدای آزاردهنده ماشینها در ساعات اوج شلوغی شهر حفظ کند.
💡 برخی از مدیران به دلیل فشار کاری بسیار زیاد و استرس مداوم، به مرور زمان افرادی کم طاقت شده و زود از کوره در میروند.
💡 نباید با کودکان کم طاقت و بیقرار برخورد تندی داشت، بلکه باید با روشهای آموزشی صحیح و صبورانه سعی کرد آرامش را به آنها منتقل کرد.