چنب

لغت نامه دهخدا

چنب. [ چ َ ن َ ] ( اِ ) به معنی سنت است که مقابل فرض یعنی واجب باشد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). بمعنی سنت و کاربه و نافله که مقابل فرض و واجب است. ( از نصاب الصبیان ابونصر فراهی ). سنت و مستحب. مقابل واجب و فرض. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به سنت و مستحب شود.

فرهنگ عمید

۱. سنت.
۲. کار خوب، عمل نیک.
۳. (صفت ) [مقابلِ فرض و واجب] مستحب.

فرهنگ فارسی

بمعنی سنت است که مقابل فرض یعنی واجب باشد.

جمله سازی با چنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو حال اهل وط شد به م چنب عالی که می‌زنند ز حیلت بر آتشم دامان

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز