چاشنی دل
لغت نامه دهخدا
چاشنی دل. [ ی ِ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سخنان خوب و لطیف و دلگشا. ( برهان ) ( فرهنگ ناصری ) ( آنندراج ):
روشنی عقل بجان داده ای
چاشنی دل بزبان داده ای.نظامی.|| سخن. ( شرفنامه منیری ). || زبان فصیح. ( مجموعه مترادفات ص 192 ).
فرهنگ فارسی
کنایه از سخنان خوب و لطیف و دلگشا. یا سخن.
جمله سازی با چاشنی دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یارب کشتم به وصل حاصل برسان وز عشق خودم چاشنی دل برسان