لغت نامه دهخدا
چاردهم. [ دَ هَُ ] ( عدد ترتیبی مرکب، ص نسبی ) مخفف چهاردهم. چیزی که در مرتبه چهارده واقع شود. ( ناظم الاطباء ). || بدر و ماه تمام. ( ناظم الاطباء ).
چاردهم. [ دَ هَُ ] ( عدد ترتیبی مرکب، ص نسبی ) مخفف چهاردهم. چیزی که در مرتبه چهارده واقع شود. ( ناظم الاطباء ). || بدر و ماه تمام. ( ناظم الاطباء ).
مخفف چهاردهم. چیزیکه در مرتب. چهارده واقع شود. یا بدر و ماه تمام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماه را از رخ چون خورشیدت در شب چاردهم نقصانست
💡 چون مه چاردهم روی تو را دید ز غم شرمش آمد ز رخ خوب تو زان روی بکاست