پس تر

لغت نامه دهخدا

پس تر. [ پ َ ت َ ] ( ص تفضیلی ) دیرتر. عقب تر. از عقب. از دنبال. اختباء؛ تعمیه کردن بر کسی چیزی پس تر؛ پرسیدن او را از آن. ( منتهی الارب ):
سپه رانی و ما ز پس تر شویم
بگوئیم و زین در سخن بشنویم.فردوسی.|| ادنی.

فرهنگ عمید

عقب تر.، = پوستر

فرهنگ فارسی

آگهی، آگهی چسبان، آگهی که درجائی بچسبانند
( صفت ) ۱- عقب تر دیرتر از عقب از دنبال: ( اندکی پس تر و عقب تر. ) ۲- ادنی.

جمله سازی با پس تر

💡 گر فلک سر بتابد از امرش باز پس تر شود ز دیو رجیم

💡 حکیمی گفت: شایسته چنان است که زن در چهار چیز پس تر از مرد بود: سن، قد، ثروت و نسب.

💡 بر آن بیشتر باز پس تر درآی نگر چون بود رسم باری مپای

💡 آب عالم مگر ای غمزده کابین تو نیست شمر پس تر نکند از چه دمی حنجر من

💡 همی حمله آورد برسان باد ندیدم که گامی به پس تر نهاد

💡 چو از پس تر نگه کرد آن سه تن دید سه خصم خون جان خویشتن دید

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز