پذیرندگی
مترادفها
پذیرش، تسلیم، قبول، پذیرا بودن، ظرفیت
متضادها
ناپذیری، عدم پذیرش
فرهنگستان زبان و ادب
{compliance} [روان شناسی] تن دادن به خواستِ دیگری، بی آنکه فرد الزاماً عقاید یا مواضع شخصی خود را تغییر دهد
{susceptance} [مهندسی برق] بخشی از رهدهی که توان فعال (active power ) مصرف نمی کند
جمله سازی با پذیرندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل شه بدان داستانهای گرم چو موم از پذیرندگی گشت نرم