پاورچین
مترادفها
آهسته، بیصدا، جرمیدن
متضادها
پر سر و صدا، آشکار
فرهنگ معین
(وَ ) (ق مر. ) = پابرچین: آهسته راه رفتن، طوری که صدای پا شنیده نشود.
فرهنگ عمید
= پابرچین
فرهنگ فارسی
عمل آهسته راه رفتن چنانکه صدای پا شنیده نشود.
جمله سازی با پاورچین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خانه-باغ او در خیابان فرشته، در پی انقلاب ۱۳۵۷ بنا به نفع بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی مصادره و مدت کوتاهی پس از آن به سفارت یوگسلاوی واگذار شد. با فروپاشی یوگسلاوی، این خانه باغ تا پایان دهه ۱۳۷۰ در اختیار سفارت بوسنی و هرزگوین قرار گرفت. پس از آن، محل فیلمبرداری سریال پاورچین و چند فیلم و سریال دیگر شد. از سال ۱۴۰۰ با شنیدن زمزمههایی بر تخریب و نوسازی این باغ توسط بنیاد مستضعفان، بیم تخریب این عمارت تاریخی میرود.
💡 همچنین از سیتکامهای ایرانی میتوان ساختمان پزشکان و پاورچین را نام برد.
💡 دزد با احتیاط بسیار زیاد و به صورت پاورچین از میان سالن تاریک موزه عبور کرد تا مبادا صدای برخورد کفشهایش با زمین باعث بیدار شدن نگهبانان شود.
💡 دختر کوچک برای اینکه برادر کوچکش از خواب بیدار نشود، سعی کرد پاورچین از اتاق خارج شود و در حالی که نفسهایش را حبس کرده بود، راه رفت.
💡 او در تاریکی شب، پاورچین به سمت پنجره رفت تا بدون اینکه کسی متوجه حضورش در خانه شود، به بیرون از ساختمان نگاهی بیندازد.