پارسا شدن
مترادفها
دیندار شدن، تقوا پیشه کردن، پاکدامنی پیشه کردن
متضادها
گناهکار شدن، فاسد شدن
لغت نامه دهخدا
پارسا شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زَهادَت. زُهد. اِحصان.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پرهیزکار شدن زاهد شدن.
زهادت
جمله سازی با پارسا شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به اوحدی طمع پارسا شدن مکنید که بعد ازین نتوان پارسا شدن ز شما
💡 در بسیاری از داستانهای اخلاقی و عرفانی، تلاش برای پارسا شدن و دوری از گناهات، مسیر اصلی برای رسیدن به آرامش و سعادت است.
💡 برخی افراد پس از گذراندن دوران جوانی و تجربیات سخت زندگی، تصمیم میگیرند به سمت پارسا شدن و زندگی ساده و متواضعانه حرکت کنند.
💡 پارسا شدن تنها به انجام عبادات نیست، بلکه به معنای داشتن اخلاق نیکو و رفتار انسانی با تمام اطرافیان در زندگی روزمره است.