وقت تلف شده
مترادفها
زمان از دست رفته، وقت هدر رفته
متضادها
وقت مفید
فرهنگستان زبان و ادب
{injury time} [ورزش] وقت تلف شده ای که برای جبران هرگونه اتلاف وقت ناشی از آسیب دیدگی یا تعویض بازیکنان و جز آن به زمان قانونی بازی افزوده می شود
{stoppage time} [ورزش] وقتی که برای جبران زمان تلف شدۀ بازی به وقت قانونی آن افزوده می شود
جمله سازی با وقت تلف شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این ایستگاه به عنوان ایستگاه پایانه ای طراحی شدهاست که خطوط ریلی از خط اصلی منشعب شده و به ایستگاه ختم میشوند. این امر باعث شدهاست که بعضی خطوط عبوری از اصفهان کلا ایستگاه را دور زده و باعث صرفه جویی در یک تا دو ساعت از وقت تلف شده برای ورود به شاخه و معکوس کردن شود.
💡 استفاده از شبکههای اجتماعی به صورت بیهدف و مداوم، یکی از بزرگترین دلایل وقت تلف شده توسط جوانان در عصر حاضر است که میتواند آینده آنها را تهدید کند.
💡 هر دقیقه از وقت تلف شده در جلسات بیهوده مدیریتی، میتواند منجر به کاهش بهرهوری سازمان و اتلاف منابع مالی و انسانی بسیار ارزشمندی در دنیای تجارت شود.
💡 ما نباید اجازه دهیم بحثهای بیپایه و اساس و اختلافات شخصی، باعث وقت تلف شده در مسیر رسیدن به اهداف اصلی و مهم زندگی حرفهای ما گردد.