وقت تلف شده
مترادفها
زمان از دست رفته، وقت هدر رفته
متضادها
وقت مفید
فرهنگستان زبان و ادب
{injury time} [ورزش] وقت تلف شده ای که برای جبران هرگونه اتلاف وقت ناشی از آسیب دیدگی یا تعویض بازیکنان و جز آن به زمان قانونی بازی افزوده می شود
{stoppage time} [ورزش] وقتی که برای جبران زمان تلف شدۀ بازی به وقت قانونی آن افزوده می شود
جمله سازی با وقت تلف شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این ایستگاه به عنوان ایستگاه پایانه ای طراحی شدهاست که خطوط ریلی از خط اصلی منشعب شده و به ایستگاه ختم میشوند. این امر باعث شدهاست که بعضی خطوط عبوری از اصفهان کلا ایستگاه را دور زده و باعث صرفه جویی در یک تا دو ساعت از وقت تلف شده برای ورود به شاخه و معکوس کردن شود.