واپس تر

لغت نامه دهخدا

واپس تر. [ پ َ ت َ ] ( ص تفضیلی مرکب ) عقب تر. بازمانده تر:
عمر همه رفت و به پس کس تریم
قافله از قافله واپس تریم.نظامی.به زیر چنگ خرچنگ اندری تو
از آن هر ساعتی واپس تری تو.عطار ( اسرارنامه ).هر که صبر آورد گردون بر رود
هر که حلوا خورد واپس تر رود.مولوی.

فرهنگ فارسی

بعقب جستن

جمله سازی با واپس تر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیکن چو بدید روز نوروز واپس تر و کوچ در میانه‌ست

💡 حاسدم را آسمان پیش افکند از من و لیک هر چه واپس تر شوم هستم بسی زو پیشتر

💡 هر کرا دلق ریا در بر بود از سگان کوی واپس تر بود

💡 طرفه رسمی است که باشد ز همه واپس تر هر که در کوی تو پیش از همه جا می گیرد

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز