هم ساخت

مترادف‌ها

هم‌ساخت

فرهنگستان زبان و ادب

{strophic} [موسیقی] نوعی ساختار آوازی که در آن یک لحن ثابت برای همۀ بندهای متن به کار می رود

دانشنامه آزاد فارسی

هَم ساخت (homologous)
در زیست شناسی، واژه ای برای توصیف ساختار یا اندام موجود در اعضای گروه های گوناگون آرایه شناختی، ازجمله گونه ها، جنس ها، خانواده ها، و راسته هایی که از نظر خاستگاه از ساختار واحدی در نیای مشترک پدید آمده است. بال های خفاش، بازوهای میمون، و باله های شنای فُک (خوک آبی)هم ساخت اند، زیرا همگی از اندام حرکتی جلوییپستاندار نیایی مشترک پدید آمده اند.

جمله سازی با هم ساخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هیونان بختی ده و شش هزار به هم ساخت با آلت کارزار

💡 هم کرد عیان باد سموم آه حزین را هم ساخت بیان نار حجر سر نهان را

💡 چون بولهب به پایه ی این باده پی نبرد تبّت یداش پایه به هم ساخت منهدم

💡 در نظریه‌های جامعه‌شناسی مدرن، واقعیت‌های اجتماعی به عنوان پدیده‌هایی هم‌ساخت از تعاملات و گفتگوهای مداوم میان افراد در گروه‌های مختلف در نظر گرفته می‌شوند.

💡 دانش و مفاهیم جدید در محیط‌های آموزشی به صورت هم‌ساخت توسط استاد و دانشجو از طریق پرسش و پاسخ و بحث‌های گروهی شکل می‌گیرند.

💡 ساختارهای سیاسی و فرهنگی یک جامعه، فرآیندهایی هم‌ساخت هستند که در طول زمان و بر اثر کنش‌های متقابل نیروهای مختلف در جامعه شکل گرفته‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران