لغت نامه دهخدا
هرزه دست. [ هََ زَ / زِ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه بی سبب دیگری را زند با دست. ( یادداشت به خط مؤلف ). || آنکه به هر چیز دست ساید. ( یادداشت به خط مؤلف ).
هرزه دست. [ هََ زَ / زِ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه بی سبب دیگری را زند با دست. ( یادداشت به خط مؤلف ). || آنکه به هر چیز دست ساید. ( یادداشت به خط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین هوسهای هرزه دست بدار آرزو زهردان و معده چو مار
💡 با دل به هرزه دست و گریبان چرا شویم چون نیست در میانه صفایی جدا شویم