هاشا
مترادفها
حاشا، هرگز، خیر
لغت نامه دهخدا
هاشا. ( اِخ ) ( امیل ) سیاستمدار چک، متولد در تروه -اسوینگ به سال 1872 م. و متوفی به سال 1954 م. وی رئیس جمهور آن کشوربود و در سال 1939 م. تسلیم قوای نظامی هیتلر شد.
فرهنگ فارسی
حقوقدان و سیاستمدار چک ( و. ۱۸۷۲ - ف. ۱۹۴۵ م. ) رئیس دیوان عالی چکوسلواکی ( ۱۹۳۸ - ۱۹۲۵ ) و قاضی ثابت دیوان دادگستری بین المللی لاهه و سومین رئیس جمهوری چکوسلواکی ( ۱۹۳۹ - ۱۹۳۸ ) بود. از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ ریاست مملکت آلمانی تحت القیمومه [ بوهم و مراوی ] را داشت. هنگامی که در زندان در انتظار محاکه به عنوان جنایتکار جنگ بود در گذشت.
سیاستمدار چک متولد در تروو - اسوینگ ۱۸۷۲ و متوفی بسال ۱۹۵۴ م.
جمله سازی با هاشا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میکده دیدم بگرو خرقه زاهد هاشا که بمسجد زخرابات دری نیست
💡 گفت هاشا من نیم در عهد سست این کشاکش ها همه از بهر توست
💡 هاشا که خدا نکند، هرگز نباید تصور کرد که در چنین شرایط بحرانی و دشواری که ما با آن روبرو هستیم، راهی برای نجات وجود ندارد.
💡 او با لحنی جدی گفت که هاشا که خدا نکند، این اتفاق ناگواری که برای خانواده ما افتاده است، هرگز دوباره تکرار نخواهد شد.
💡 هاشا که خدا نکند، نباید اجازه دهیم که سخنان تهمتآمیز و بیاساس افراد ناشناس، آرامش و آرامش درونی ما را در این مسیر به هم بزند.