لغت نامه دهخدا
نامیخته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نیامیخته. خالص. غیرمخلوط. ناآمیخته. مقابل آمیخته. رجوع به آمیخته شود. || مقابل میخته. رجوع به میخته شود.
نامیخته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نیامیخته. خالص. غیرمخلوط. ناآمیخته. مقابل آمیخته. رجوع به آمیخته شود. || مقابل میخته. رجوع به میخته شود.
{apogamous} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] مربوط به تولید مثل غیرجنسی که در آن بذر از تکامل جنین حاصل از یک هستۀ تک لاد تشکیل شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای گلبن نابسوده او باش هنوز وی رنگ تو نامیخته نقاش هنوز