نادیدار

مترادف‌ها

نابینا، کور، بی‌بینا

متضادها

بینا، بیننده

لغت نامه دهخدا

نادیدار. ( ص مرکب ) غایب. ( تفلیسی ). که در برابر نظر نیست. که پیش چشم نیست.

جمله سازی با نادیدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تن چو جان از دیده نادیدار ماند دیده ز آن دیدار نگسستی هنوز

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران