نادر محمد

لغت نامه دهخدا

نادر محمد. [ دِ م ُ ح َم ْ م َ ] ( اِخ ) چهارمین فرمانروا از سلسله امرای جانی یا هشترخانی بخاراست. وی از سال 1050 تا 1057 هَ. ق. بر ولایات سمرقند و بخارا و فرغانه و بدخشان و بلخ حکومت کرد و به سال 1061 درگذشت. ( طبقات سلاطین اسلام ص 245 و 246 ).

فرهنگ فارسی

چهارمین فرمانروا از سلسله جانیه یا هشترخانی از امرای بخارا. وی از سال ۱٠۵٠ تا ۱٠۵۷ ه.ق. بر ولایات سمرقند و بخارا و فرغانه و بدخشان و بلخ حکومت کرد و بسال ۱۵۶۱ در گذشت.
چهارمین فرمانروا از سلسله امرای جانی یا هشتر خانی بخاراست.

جمله سازی با نادر محمد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سهراب محمدی، خان محمد قیطاقی، عیوض بخشی، احمدقلی احمدی (احمد بخشی)، غلامحسین برازنده، غلامحسن برازنده، محمدحسین یگانه سلمان، اولیاقلی یگانه، قربان سلیمانی، حسن یزدانی، حیدر کارگر، سلطان رضا ولی نژاد، حمرا گل افروز، علی گل افروز، رحیم بیچرانلو (رحیم‌خان بخشی)، مختار زنبیل باف، عباسقلی رنجبری، علی غلامرضایی، آی‌محمد یوسفی، غلامحسین افکاری، علی اصغر اسلامی و نادر محمد آهنگر بیک و از میان بخشی‌های ترکمن ارازمراد آرخی، نظرلی محجوبی نام برد.

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز