ناخوشنود

مترادف‌ها

ناخوشایند، نامطلوب، ناخوش

متضادها

خوشایند، مطلوب، محبوب

لغت نامه دهخدا

ناخوشنود. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) ناراضی و بی قناعت. ( ناظم الاطباء ). ناخرسند. رجوع به خشنود شود: اعضال؛ ناخشنود داشتن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

ناراضی و بی قناعت ناخرسند.

جمله سازی با ناخوشنود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یکی از بزرگان صوفیه را گفتند: چگونه ای؟ گفت: بر دیروزم افسوس خوارم و از امروزم ناخوشنود و بر فردایم بدگمان.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران