لغت نامه دهخدا
ناخوش روی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) ناخوش دیدار. ترشروی. مقابل خوشروی. رجوع به خوشروی شود.
ناخوش روی. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) ناخوش دیدار. ترشروی. مقابل خوشروی. رجوع به خوشروی شود.
( ناخوش رو ی ) ( صفت ) ۱ - بدصورت زشت روی. ۲ - ترشروی مقابل خوشرو( ی )
💡 دو ناخوش روی را کشتند ناگاه دو نیکو روی را بردند از راه
💡 و سبب خوشدلی و خوشرویی موافقت حق است. در خبر است از رسول که گفت اگر کسی به کسی رسد که وی را ناخوش روی بیند بدانید که حق تعالی باوی خشمناک است، که اثر غضب حق تعالی در دل وی پدید آمده است.