ناافتاده

لغت نامه دهخدا

ناافتاده. [ اُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل افتاده.کاری ناافتاده، امری واقع نشده. اتفاق نیفتاده. رخ نداده: افسوس و غبن است کاری ناافتاده را افزون هفتاد و هشتاد بار هزار هزار درم به ترکان و تازیکان و اصناف لشکر بگذاشتن. ( تاریخ بیهقی ص 257 ).
- کارناافتاده؛ سر و کار نداشته. گذر ناکرده:
می ندانید ارچه بس آزاده اید
زآنکه اینجا کارناافتاده اید.عطار.

جمله سازی با ناافتاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زان نوآموزم جگر خونشد بلی دارد زیان هر که پیمان با حریف کار ناافتاده بست

💡 می پرد دل بی خرد را بهر اوج اعتبار طفل ناافتاده را اندیشه ای از بام نیست

💡 گفت ناافتاده وصلی اتفاق پیش باز آوردی آواز فراق

تامی یعنی چه؟
تامی یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز