ماه روز
لغت نامه دهخدا
ماه روز. ( اِ مرکب ) تاریخ. سال و مه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مخفف آن «مه روز» لغةً به معنی حساب روز و ماه و توسعاً حساب سال. ( حاشیه برهان چ معین ): فقال ان لنا حساباً نسمیه «ماه روز» ای حساب الشهور و الایام. ( آثار الباقیه ص 29 ). و رجوع به ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
سال و مه
جمله سازی با ماه روز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از او باد آفرین بر شاه جمشید بدو فرخنده ماه روز خورشید
💡 در صباحت ثالث خورشید و ماه روز خصم، از بیم او چون شب، سیاه
💡 کنید آرام اینجا هر دو دلبند چو مهر و ماه روز و شب سفر چند
💡 ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی وی ماه روز وش ز شبستان کیستی
💡 چگونه شکر گویم زطالع میمون که شمع محفل انس است ماه روز افزون