لغت نامه دهخدا
غرور جوانی. [ غ ُ رو رِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غروری که جوانان دارند. کبر و نخوت و خودپرستی جوانان. رجوع به غرور شود. || بره و جوشی که در روی جوانان پیدا آید. رجوع به غرور شود.
غرور جوانی. [ غ ُ رو رِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) غروری که جوانان دارند. کبر و نخوت و خودپرستی جوانان. رجوع به غرور شود. || بره و جوشی که در روی جوانان پیدا آید. رجوع به غرور شود.
غروری که جوانان دارند کبر و نخوت و خود پرستی جوانان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز من هر که را زخم جانی رسید همه از غرور جوانی رسید
💡 روزی به غرور جوانی سخت رانده بودم و شبانگاه به پای گریوهای سست مانده.
💡 چو عندلیب چه فریادها که میدارم تو از غرور جوانی همیشه در خوابی
💡 سر فروتنی انداخت پیریم در پیش پس از غرور جوانی و دست بالایی