سایه پرور. [ ی َ / ی ِ پ َرْ وَ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از آسوده. ( انجمن آرا ). کسی را گویند که پیوسته بفراغت و آسودگی برآمده باشد و محنت و مشقت نکشیده باشد. ( برهان ). || مفت خور. ( انجمن آرا ). رایگان خوار. ( آنندراج ) ( برهان ). کنایه از کسی که بناز و نعمت پرورش یافته و بخورد و خفت و راحت عادت کند و از زحمت بگریزد. ( انجمن آرا ):
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
شمشاد سایه پرور ما از که کمتر است.حافظ.ای خونبهای نافه چین خار راه تو
خورشید سایه پرور طرف کلاه تو.حافظ.رجوع به سایه پرورد شود.
|| گیاهی که آن را نان خورش کنند.( برهان ). نانخورش. || هر چیز نازک و ظریف. || طفیلی. || مگسهای سر سفره ٔطعام. ( ناظم الاطباء ).
۱. کسی یا چیزی که در سایه پرورش یافته باشد.
۲. میوه ای که در سایه رسیده یا آن را در سایه خشک کرده باشند.
۳. [قدیمی، مجاز] شخص آسوده و محنت نکشیده، کسی که پیوسته در ناز و نعمت به سر برده باشد: تو سایه پرور نازی چه غم از آن داری / که ما ز تابش خورشید جور سوخته ایم (سراج الدین راجی: مجمع الفرس: سایه پرور ).
( صفت ) ۱ - آنکه یا آنچه در سایه پرورش یافته. ۲ - میوه ای که آنرا در سایه خشک کرده باشند. ۳ - شخص آسوده راحت طلب. ۴ - مفت خور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به رنگم آینهای بود سایه پرور ناز در آفتاب نشاند التفات پروازش
💡 انگشت شاخه ها به شهادت بلند شد گل سایه پرور کف معجزنمای کیست؟
💡 آمد برای عشرت این فصل در جهان آدم که سایه پرور بستان جنت است
💡 باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است شمشاد سایه پرور من از که کمتر است؟
💡 مرا کباب دل از روی گرم می سوزد اسیر خوی توام سایه پرور نازم
💡 نشانده ام به لب جویبار دیده کنون خیال قامت شمشاد سایه پرور خویش