لغت نامه دهخدا
ساز بادی. [ زِ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) آلت موسیقی از ذوات النفخ که با دمیدن نفس آدمی یا هوا نغمه کند. چون نی و شیپور و ارغنون. رجوع به ساز و ذوات النفخ شود.
ساز بادی. [ زِ ] ( ترکیب وصفی، اِمرکب ) آلت موسیقی از ذوات النفخ که با دمیدن نفس آدمی یا هوا نغمه کند. چون نی و شیپور و ارغنون. رجوع به ساز و ذوات النفخ شود.
آلت موسیقی از ذوات النفخ که با دمیدن تنفس آدمی
ساز بادی (wind instrument)
سازی که با جریان هوا (نفس نوازنده) به صدا درآید؛ فشار هوا، ستونی از موج طولی در داخل یک تقویت کنندۀ لوله ای مخصوص هوا ایجاد می کند، که گاهی یک یا چند زبانه را فعال می سازد. زیر و بم نت تولید شده به طول موج این هوا بستگی دارد. انواع اصلی سازهای بادی عبارت اند از صدا (آواز انسان)؛ سوت ها، شامل ریکوردرو فلوت؛ سازهای زبانه ای، شامل بیشتر بادی های چوبی؛ سازهای برنجی، مانند انواع هورن؛ و سازهای زبانۀ آزاد، مانند سازدهنی. قدیمی ترین سازهای بادی بازمانده از دوران نئولیتیک، در ۱۹۹۹ در منطقۀ هِنانچین به دست آمده اند. قدمت این شش فلوت استخوانی به ۷۰۰۰ تا ۵۷۰۰پ م می رسد.
💡 بنابر اسناد و مدارک در دسترس، نوعی ساز بادی از خانواده نی و سرنا دستکم از سدههای نخستین دورة اسلامی در ایران شناخته شده بوده، و در میان مردم بخشهایی از این سرزمین به کار میرفتهاست.
💡 علاوه بر این، در قطعهٔ «ای درد! اینجا قلب رنجوری میتپد» فلوت جای ریکوردر را میگیرد که منحصراً در نسخههای قدیمی استفاده میشد. استفاده از ساز بادی برنجی برای روایت موسیقایی مصائب عیسی، مناسب در نظر گرفته نمیشده و بههمین سبب در این اثر باخ نیز بهکار نرفتهاست.