لافتی

لغت نامه دهخدا

لافتی. [ ف َ تا ] ( ع جمله اسمیه ) ( از: لا به معنی نه +فتّی به معنی جوان ) اشاره است به حدیث:
لافتی الاّ علی لاسیف الاّ ذوالفقار.
روح از سما به حرب علی گفت لافتی
الا علی چوشد ز علی کشته ذوالخمار.سوزنی.زورآزمای قلعه خیبر که بند او
در یکدگر شکست به بازوی لافتی.سعدی.

فرهنگ فارسی

( جمله اسمی ) جوانی ( جوانمردی ) نیست. اشاره بحدیث لافتی الاعلی لاسیف الا ذو الفقار. ( جوانی ( جوان مردی ) نیست مگر علی و شمشیر نیست مگر ذوالفقار ): زور آزمای قلعه خبیر که بند او دریکدیگر شکست ببازوی لافتی. ( سعدی. کلیات )
اشاره است بحدیث لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

جمله سازی با لافتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هیچ میدانی سخاوت حقّ کیست من بگویم لافتی إلّا علی است

💡 به شان که جبریل شد لافتی گو پیمبر برای که گفت انت منی

💡 در آفتاب گرم قیامت مرا برون از سایه لوای شه لافتی مکن

💡 هستم دخیل قنبرت ای شاه لافتی فریادرس تو ما را، فضلاً لقنبرا

💡 به آستان شه لافتی ولی خدا که روز حشر به صد طمطراق می‌آید

💡 امیدوار چنانم که جرم ابن حسام به گرد کوکبه ی شاه لافتی بخشند

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز