صافکاری

مترادف‌ها

صیقل دادن، پرداخت، تراز کردن

متضادها

ناهموار کردن، زبر کردن

فرهنگ عمید

۱. صاف کردن چین وچروک پارچه یا ناهمواری چیزی.
۲. هموار و تعمیر کردن قسمت های مختلف بدنۀ اتومبیل.

فرهنگ فارسی

شغل و عمل صافکار.

جمله سازی با صافکاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نوبت دهی: در این بخش نیز پس از وارد کردن مشخصات می‌توانید به صورت آنلاین تا ۱۰ روز آینده نوبت بگیرید. البته برای دریافت خدمات مربوط به صافکاری و نقاشی می‌بایست به صورت حضوری به نمایندگی مراجعه کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران