ذوالقرنین، شخصیتی برجسته است که نام مبارکش در قرآن کریم ذکر شده و سرگذشتهای متعددی از سفرهای پربرکت و قدرتهای اعطایی الهی به او روایت شده است. از مهمترین داستانهای منقول از ایشان، مواجهه با قوم ستمدیدهای است که در اثر فساد و تباهیگری در زمین، مورد شکایات مردمان نیکوکار قرار گرفتند. این قوم، یاجوج و مأجوج، مظهر ظلم و ایجاد اختلال در نظم اجتماعی بودند. به دنبال این شکایتها، مردم از ذوالقرنین درخواست کمک کردند تا حائلی مستحکم میان آنها و این مفسدان برپا سازد.
در پاسخ به این درخواست، ذوالقرنین با تکیه بر تواناییها و منابعی که خداوند متعال در اختیارش قرار داده بود، عملیاتی عظیم را آغاز نمود. آیه شریفه بیان میکند که ایشان با یاری گرفتن از نیروی مردمان و با استفاده از مواد و ابزار مناسب، دیواری عظیم و نفوذناپذیر میان دو قوم بنا نهاد: «فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا»؛ بدین معنا که قوم یاجوج و مأجوج نه توانستند از فراز آن بالا روند و نه قادر به ایجاد سوراخی در آن بودند. این سدّ، نمادی از عدالت، قدرت نفوذناپذیر الهی، و حفظ امنیت برای جامعه مظلوم بود.
ذوالقرنین در پایان کار خود، این سازه عظیم را هدیهای از جانب پروردگار خویش دانست و اعلام کرد که این سدّ تا زمانی پا برجاست که خداوند اراده فرماید: «قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاء». مفسران بزرگ بر این باورند که منظور از «وعده پروردگارم»، فرا رسیدن روز قیامت و برپایی رستاخیز است. این بدان معناست که سدّ ذوالقرنین، این اثر باقیمانده از دوران قدرت او، تا نزدیکیهای پایان دنیا و وقوع قیامت پابرجا خواهد ماند و به خواست خداوند، در آن هنگام ویران خواهد شد.