واژه «لیز خوردن» در زبان فارسی به معنای سر خوردن، لغزیدن یا از دست دادن تعادل بر روی سطحی صاف، لغزنده یا ناپایدار است که در آن فرد یا شیء به دلیل نبود اصطکاک کافی به صورت ناخواسته حرکت میکند. این واژه معمولاً زمانی به کار میرود که پا یا جسمی بر روی سطحی مانند یخ، آب، گل یا هر سطح لغزنده دیگر حرکت کرده و کنترل خود را از دست میدهد. هنگامی که گفته میشود کسی لیز خورد، منظور این است که او به طور ناگهانی و بدون اراده بر روی سطحی لغزنده دچار لغزش شده است. این واژه در زبان فارسی هم در معنای واقعی و فیزیکی و هم در معنای استعاری به کار میرود. در معنای واقعی، به افتادن یا سر خوردن بدن بر اثر کاهش اصطکاک اشاره دارد، مانند زمانی که فرد روی زمین خیس لیز میخورد. در معنای استعاری نیز ممکن است برای بیان اشتباه یا لغزش در گفتار یا رفتار استفاده شود، مانند اینکه گفته شود فردی در صحبتهای خود لیز خورد، یعنی دچار اشتباه زبانی یا فکری شد. این واژه در زندگی روزمره بسیار رایج است و برای توصیف حوادث کوچک اما ناگهانی به کار میرود. در برابر آن، مفاهیمی مانند ایستادن محکم، ثبات یا کنترل قرار دارد که نشاندهنده حفظ تعادل است. بنابراین، «لیز خوردن» به معنای لغزیدن و از دست دادن تعادل بر روی سطح صاف یا ناپایدار است که میتواند به صورت واقعی یا استعاری در زبان فارسی استفاده شود.
لیز خوردن
لغت نامه دهخدا
لیز خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) سُر خوردن. تزلق. لیزیدن. لغزیدن پای در جائی نسو و لغزان. لغزیدن و لغزانیدن. سریدن. در سطحی لغزان سریدن پای و جز آن.
فرهنگ معین
(خُ دَ ) (مص ل. ) سر خوردن، لیزیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) لغزیدن پای در جایی لغزان سریدن: پایم در برف لیز خورد و بزمین افتادم...
ویکی واژه
slittare
sbandare
سر خوردن، لیزیدن.