لغت نامه دهخدا
لاگر. [ گ ُ ] ( اِخ ) نام کرسی بخش در ایالت پیرنه سفلی از ولایت پو، دارای 822 تن سکنه.
لاگر. [ گ ُ ] ( اِخ ) نام کرسی بخش در ایالت پیرنه سفلی از ولایت پو، دارای 822 تن سکنه.
نام کرسی بخش در ایالت از ولایت پو
لاگر (نوشیدنی). لاگر ( به انگلیسی: Lager ) رایج ترین گونه آبجو دیررس است. به خاطر رازک پایین تر و رویه بارآوری که طعم کمتری را از مخمر منتقل می کند، لاگر طعم شیرین تری دارد. این نوع آبجو در دمای پایین تر شادابی بیشتری منتقل می کند.
💡 «آمریکا عمیقاً از گزارشهایی که در مورد اعدام وب لاگر و فعال سوری باسل خرطبیل توسط رژیم سوریه متأثر است. ما عمیقترین مراتب تسلیتمان را از صمیم قلب به خانواده و دوستان و عزیزان او ابراز میداریم. آمریکا خشم شدید خود را بر سر تکرار اعمال بیرحمانه شامل شکنجه و اعدامهای فراقضایی که توسط رژیم اسد انجام میشود ابراز میدارد. رژیم اسد مسئولیت درد و رنج گسترده، مرگ و نابودی برعهده دارد که بر مردم خود وارد نمودهاست.
💡 هر امنیتی که از رایانه به دست میآید به روشهای مختلفی که میتواند به خطر بیفتد محدود میشود - با هک کردن، کی لاگر، در پشتی، یا حتی در موارد شدید با نظارت بر سیگنالهای الکتریکی ریز داده شده توسط صفحه کلید یا مانیتورها برای بازسازی آنچه تایپ شده یا دیده میشود (تمپس، که کاملاً پیچیدهاست).