لاره
لغت نامه دهخدا
لاره. [ رِ ] ( اِ ) لارس. رجوع به لارس شود.
فرهنگ فارسی
لارس
جمله سازی با لاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آهو نیمه که شه بَچرمْ به لاره بَپْته خَرْبزهْ، نصیبْ بیّه شاله