قوسین

لغت نامه دهخدا

قوسین. [ق َ س َ ] ( ع اِ ) تثنیه قوس در حالت نصبی و جری. ( منتهی الارب ): ثم دنا فتدلی. فکان قاب قوسین اءَو اءَدنی؛ یعنی دو کمان عربی یا بقدر دو گز. ( منتهی الارب ) ( فرهنگ نظام ).
قوسین. [ ق َ س َ ] ( اِخ ) ذوالقوسین. نام شمشیر حسان بن حصن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

ذوالقوسین نام شمشیر حسان بن حصن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی قَوْسَیْنِ: دو کمان - دو ذراع (ذراع:دست آدمی از نوک انگشتان تا آرنج است که در قدیم آن را مقیاس طول میگرفتند.هر ذرع پنجاه تا هفتاد سانتیمتر است )
ریشه کلمه:
قوس (۱ بار)
ذراع. کمان. آن در اصل به معنی اندازه‏گیری است «قاسَ الشَّیْ‏ءَ بِغَیْرِهِ قَوْساً: قَدَّرَهُ عَلی مِثالِهِ» سپس از جمله معانی آن کمان (تیر اندازی) و ذراع است چنانکه در قاموس و اقرب به این تعبیر «اَلْقَوْسُ اَلذِّراعُ لِاَنَّهِ یَقاسُ بِهِ» است در تفسیر خازن نیز آمده و در «قاب»از مجمع نقل شد و آن اختیار ابن مسعود است.. مراد از قوسین درآیه دو ذراع یا دو کمان است و در صورت دوم ظاهراً فاصله دو سرکمان مراد است. این کلمه فقط یکبار در قرآن آمده است.

جمله سازی با قوسین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نای قلمم را دم جان بخش دمیدم تا عرضه دهم سرور قوسین مکان را

💡 هست معراج دل به وقت فراغ قاب قوسین عقل و شرع دماغ

💡 مقام باطن ذات تو قاب قوسین است بظاهر ارچه در این خاکدان اجسادی

💡 چنان رسید به معراج حد حسن جمالش که قاب قوسین از ابروانش درنظر آمد

💡 منزل ادنای ایشان قاب قوسین آمده اسب همت را چو در میدان وحدت تاختند

💡 برد تا حد عدم تا قاب قوسین وجود رفرف طبع مرا، یک غمزه ز اندلدل سوار