قلبگاه

لغت نامه دهخدا

قلبگاه. [ ق َ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح نظامی ) آن قدر مکان را گویند که در آن فوج قلب تواند استاد. ( آنندراج ):
گه به یک حمله سپاهی می شکست
گه به هویی قلب گاهی میدرید.حافظ.

فرهنگ عمید

۱. میان، وسط.
۲. جایی در میدان که قلب لشکر قرار بگیرد: فرامرز با خوارمایه سپاه / بزد خویشتن تیز بر قلب گاه (فردوسی: ۵/۴۶۲ ).

جمله سازی با قلبگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گریزان بیامد سوی قلبگاه برو بر نظاره ز هر سو سپاه

💡 نباشد مرا ننگ کز قلبگاه برانم شوم پیش او بی‌سپاه

💡 ز گردان سوار صد از قلبگاه رساندند خود را به نزدیک شاه

💡 چو خسرو بیاراست بر قلبگاه همه دل گرفتند یکسر سپاه

💡 خروشان همی‌تاخت تا قلبگاه بجایی کجا شاه بد بی‌سپاه

💡 منوچهر برخاست از قلبگاه ابا جوشن و تیغ و رومی کلاه