فرهختگی

لغت نامه دهخدا

فرهختگی. [ ف َ هَِ ت َ ] ( حامص ) پروردگی. پرورش یافته بودن: هیچ کس را این فروتنی و فرهختگی و سلامت نفس و سماجت طبع نیست که شتر راست. ( مرزبان نامه ). رجوع به فرهختن و فرهخته شود.

فرهنگ عمید

= فرهیختگی

جمله سازی با فرهختگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمانی یکی باره‌ای ساخته ز فرهختگی سر برافراخته

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز