فتح الدین

لغت نامه دهخدا

فتح الدین. [ ف َ حُدْ دی ] ( اِخ ) ابن سیدالناس. رجوع به ابن سیدالناس شود.
فتح الدین. [ ف َ حُدْ دی ] ( اِخ ) یکی از سرداران مستعصم آخرین خلیفه عباسی در جنگ با هلاکوخان است. رجوع به حبیب السیر چ سنگی تهران ج 1 ص 318 شود.
فتح الدین. [ ف َ حُدْ دی ] ( اِخ ) رجوع به عبداﷲبن محمد شود.
فتح الدین. [ ف َ حُدْ دی ] ( اِخ ) محمدبن ابراهیم بن شهید. رجوع به محمدبن ابراهیم شود.
فتح الدین. [ ف َ حُدْ دی ] ( اِخ ) محمدبن محمد، معروف به ابن سید. رجوع به ابن سید شود.

فرهنگ فارسی

محمد بن محمد معروف به ابن سید

فرهنگ اسم ها

اسم: فتح الدین (پسر) (عربی)
معنی: پیروزی در دین

جمله سازی با فتح الدین

💡 در برخی از منابع نیز تبار آنان را کرد ذکر کرده‌اندنطنزی این حاکمان را عرب دانسته‌است. البته معین الدین نطنزی از لج لری اتابک یوسف شاه و عادت لر اتابک تکله لر صحبت کرده که این نظریه را رد می کند میرزای غفاری صاحب کتاب تاریخ جهان ارا جد فتح الدین فضلوی را به کی خسرو ( پادشاه ایرانی )نسبت داده است.

💡 بقعه سید فتح الدین رضا مربوط به دوره پهلوی است و در شهرستان یزد، خیابان امام خمینی (ره) واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۵۴۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.