غیداقی

لغت نامه دهخدا

غیداقی. [ غ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به غیداق ( اِخ ). رجوع به غیداق شود. || نوعی از تیر بغایت سخت که سنگ را میشکند و از غیداق آرند. ( از برهان قاطع ) ( از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ):
به یک گشاد ز شست تو تیر غیداقی
شود چو پاسخ کهسار باز تا غیداق.خاقانی.رجوع به غیداق ( اِخ ) شود.
- تیر غیداقی؛ تیری بغایت سخت که سنگ را میشکند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غیداقی در سطرهای بالا شود.

فرهنگ عمید

۱. تهیه شده در غیداق: به یک گشاد ز شست تو تیر غیداقی / شود چو پاسخ کهسار باز تا غیداق (خاقانی: ۲۳۵ ).
۲. اهل غیداق.

جمله سازی با غیداقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یگ گشاد ز شست تو تیر غیداقی شود چو پاسخ کهسار باز تا غیداق

پاره پاره یعنی چه؟
پاره پاره یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز