لغت نامه دهخدا
غول پیکر. [ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) آنچه یا آنکه بسیار بزرگ و مهیب باشد. غول آسا. کوه پیکر. رجوع به غول شود.
غول پیکر. [ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) آنچه یا آنکه بسیار بزرگ و مهیب باشد. غول آسا. کوه پیکر. رجوع به غول شود.
غول آسا، بزرگ و مهیب، کسی یا چیزی که جثۀ بزرگ مانند غول دارد.
( صفت ) مانند غول بسیار بزرگ و مهیب غول پیکر: کارخانه غول آسای ذوب آهن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشترین بخش کتاب از کار در جزیره ایستر میگوید. جایی که اردوی تحقیقاتی، مجسمههای سنگی غول پیکر (موآی)، معادن رانو راراکو و پونا پائو، دهکده تشریفاتی اورونگو در رانو کائو و همچنین بسیاری موارد دیگر را در سایتها و مکانهای مختلف جزیره در سراسر آن بررسی میکرد.
💡 در میان حشرات، پروانههایی مانند بردوینگ راجا بروک، تری نیمف و گونههای لیف وینگ هندی، حشره ارکیده و آخوندک دید لیف، کاتاکانتوس، تارانتولا، کژدم غول پیکر مالزیایی و بسیاری دیگر وجود دارند.
💡 *حسگرهای غول پیکر مقاومت مغناطیسی و اسپین دوار