عذر گفتن
مترادفها
عذرخواهی کردن، معذرت خواستن، پوزش خواستن
لغت نامه دهخدا
عذر گفتن. [ ع ُ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) معذرت خواستن. پوزش خواستن:
ولیک عذر توان گفت پای سعدی را
در این لجن که فروشد نه اولین پاییست.سعدی.
فرهنگ فارسی
معذرت خواستن پوزش خواستن
جمله سازی با عذر گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ الَّذِینَ ظَلَمُوا آن روزی است سود ندارد ایشان را که کافر شدند مَعْذِرَتُهُمْ عذر گفتن ایشان وَ لا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ (۵۷) و از ایشان خشنود نشوند و عذر نپذیرند.
💡 وقتی متوجه شد که حرفی را که زده باعث رنجش همکارش شده است، بلافاصله با صداقت تمام از او عذر گفتن را بر خود لازم دانست.
💡 عذر گفتن پس از بروز یک اشتباه بزرگ، نشاندهندهٔ بلوغ فکری و قدرت شخصیت فرد در مواجهه با خطاهای خود در زندگی است.
💡 او برای اینکه رابطهٔ دوستانهاش با خانواده آسیب نبیند، سعی کرد با کلمات بسیار آرام و ملایم از آنها عذر گفتن کند.