طبیبی

لغت نامه دهخدا

طبیبی. [ طَ ] ( اِخ ) یکی از شعرای عثمانی و از اهالی فلبه است. پیشه اش طبابت بوده و در قرن دهم هجری میزیسته است. ( از قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

طبابت پزشکی.
یکی از شعرای عثمانی و از اهالی فلبه است پیشه اش طبابت بوده و در قرن دهم هجری میزیسته است.

جمله سازی با طبیبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راز درون بنهفته به اسرار دل ناگفته به شاید طبیبی رحمتی بر درد پنهان آورد

💡 چند روزی جهت تجربه بیمارش کن با طبیبی دغلی پیشه سر و کارش ده

💡 دل هم از درد به جانی به از آنک هر طبیبی مجسش نشناسد

💡 ابوالحسن طبری طبیبی دانشور و از شاگردان محمد زکریای رازی بوده‌است.

💡 از خیالت شب دوشینه شکایت کردم که طبیبی ز تو من حال پریشان دارم

💡 گفت پیری مر طبیبی را که من در زحیرم از دماغ خویشتن

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز