لغت نامه دهخدا
طبعخانه. [ طَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) چاپخانه. ( آنندراج ). مطبعه.
طبعخانه. [ طَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) چاپخانه. ( آنندراج ). مطبعه.
( اسم ) چاپخانه مطبعه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق صفت آتش و سیر او در عالم نیستی است هر کجا رسد و بهر چه رسد فنا بخشی «لا تبقی و لا تذر» پیدا کند و چون آتش ۰عشق] سیر بمرکز اثیر وحدانیّت دارد اینجا عقل و عشق ضدّان لایجتمعان اند هر کجا شعلهٔ آتش عشق پرتو اندازد عقل فسرده طبع خانه پردازد.
💡 گر در کمین وسوسه هشیاری کس است جاسوس طبع خانه برانداز می گرفت