لغت نامه دهخدا
صعالیک. [ ص َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صُعلوک. ( منتهی الارب ): قرب سه هزار سوار مرد از صعالیک و مفسدان آن طایفة... بقتل آورد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 75 ). رجوع به صعلوک شود.
- خان الصعالیک؛ موضعی بوده است در سامرا ( سرمن رای ) که چون یحیی بن هرثمةبن اعین امام هادی علی بن محمد ( ع ) را بسعایت عبداﷲبن محمد و به امر متوکل از مدینه به سامرا برد در آن مکان که موضعی ناخوش بود فرود آورد. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 96 شود.