لغت نامه دهخدا
صحیه. [ ص ِح ْ ح ی ی َ ] ( ع اِ ) بهداری ( اداره ). رجوع به بهداری شود.
صحیه. [ ص ِح ْ ح ی ی َ ] ( ع اِ ) بهداری ( اداره ). رجوع به بهداری شود.
۱ - ( صفت ) مونث صحی. ۲ - ( اسم ) بهداری ( اداره ): صحیه مدارس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزد صحیه و رفت آندم ز هوش بر آمد ز زنها ز شادی خروش